قرائت و ترجمه (سورهٔ نور آیات 32 تا 35)
وَ أَنْکِحُوا الْأَیَامَی مِنْکُمْ وَ الصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِکُمْ وَ إِمَائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَرَاءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ ﴿32﴾
ای مؤمنان، به مردان و زنان بیهمسری که از [همکیشان] شما هستند و به آن بندگان و کنیزانتان که شایستگی ازدواج را دارند، همسر دهید. اگر تهیدستاند، خداوند آنان را از فضل خود توانگر خواهد ساخت، که خداوند دارای بخششی گسترده است و به حال کسی که صلاح او در گشایش است داناست.
وَ لْیَسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لَا یَجِدُونَ نِکَاحًا حَتَّی یُغْنِیَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ الَّذِینَ یَبْتَغُونَ الْکِتَابَ مِمَّا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ فَکَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِیهِمْ خَیْرًا وَ آتُوهُمْ مِنْ مَالِ اللَّهِ الَّذِی آتَاکُمْ وَلَا تُکْرِهُوا فَتَیَاتِکُمْ عَلَی الْبِغَاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّنًا لِتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَ مَنْ یُکْرِهْهُنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِنْ بَعْدِ إِکْرَاهِهِنَّ غَفُورٌ رَحِیمٌ ﴿33﴾
و باید کسانی که هزینه ازدواج و مخارج زندگی را نمییابند پاکدامنی پیشه کنند و از کارهای زشت بپرهیزند تا خداوند آنان را از فضل خود توانگر کند. و از میان بردگانتان، آنان که میخواهند با قراردادی مکتوب ثمن خود را بپردازند و آزادی خود را بازیابند، اگر شایستگی این کار را در آنان سراغ دارید، درخواستشان را بپذیرید و با آنان قرارداد بنویسید، و از مالی که خدا به شما ارزانی کرده است به عنوان زکات به ایشان بدهید [تا بتوانند بهای خود را بپردازند.] و اگر کنیزانتان خواهان عفتاند، برای دستیابی به متاع ناپایدار دنیا آنان را به زنا وادار نکنید، و هرکس آنان را به این کار وادار کند [کیفر خواهد دید و] البته خداوند گناه کنیزان را پس از آنکه به این کار زشت مجبور شدهاند میآمرزد و رحمت خود را از آنان دریغ نمیدارد.
وَ لَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَیْکُمْ آیَاتٍ مُبَیِّنَاتٍ وَ مَثَلًا مِنَ الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِکُمْ وَ مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِینَ ﴿34﴾
همانا ما آیاتی روشنگر که راه سعادت را به شما نشان میدهد و شرحی از آنان که پیش از شما درگذشتند -چه نیکانشان و چه تبهکارانشان- به سوی شما نازل کردیم تا کارهای شایسته و ناشایسته را بشناسید، و برای تقواپیشگان شما نیز اندرزی فروفرستادیم.
اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَاةٍ فِیهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ کَأَنَّهَا کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبَارَکَةٍ زَیْتُونَةٍ لَا شَرْقِیَّةٍ وَ لَا غَرْبِیَّةٍ یَکَادُ زَیْتُهَا یُضِیءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُورٌ عَلَی نُورٍ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشَاءُ وَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ ﴿35﴾
خداوند نوری (وجود آشکاری) است که آسمانها و زمین بدان پدیدار شدهاند و برای او نوری ویژه مؤمنان است. این نور در مثل همچون چراغدانی است که در آن چراغی باشد و آن چراغ در بلوری، که وزش باد شعلهاش را نلرزاند و از فروغش نکاهد. آن بلور چنان بدرخشد که گویی اختری تابان است. آن چراغ با روغنی که از درخت پربرکت زیتون فراهم آمده است افروخته میشود؛ درختی که نه در جانب شرق است و نه در جانب غرب که تنها یک سوی آن از تابش خورشید بهره برد؛ نزدیک است روغن آن از شدت صافی روشنی بخشد، هرچند آتشی به آن نرسیده و شعلهورش نکرده باشد؛ نوری است شدید بر روی نوری شدید. خدا هرکه را بخواهد (شایسته بداند)، به نور هدایتش راه مینماید، و خدا این مثلها را برای مردم میآورد و خدا به هر چیزی داناست.
خانواده مقدسترین بنای اجتماعی نزد خداست. این بنا با پیوند زن و مرد به وجود میآید و با آمدن فرزندان کامل میشود. با تولد فرزندان، زن و مرد، مادر و پدر بودن را تجربه میکنند و فرزندان را در دامان خود میپرورانند. در این درس میخواهیم درباره این نهاد مقدس صحبت کنیم تا بدانیم:
- زمینههای جذب زن و مرد به یکدیگر برای تشکیل خانواده کداماند؟
- اهداف تشکیل خانواده چیست؟
در آیات زیر بیندیشید و راه دستیابی به «عزّت» را بیان کنید.
1- وَ مِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ [سورهٔ روم / 21]
و از نشانههای خدا آن است که همسرانی از [نوع] خودتان برای شما آفرید تا با آنها آرامش یابید و میان شما «دوستی» و «رحمت» قرارداد. همانا در این مورد، نشانههایی است برای کسانی که تفکر میکنند.
2- وَ اللَّهُ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجًا وَ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَزْوَاجِکُمْ بَنِینَ وَ حَفَدَةً وَ رَزَقَکُمْ مِنَ الطَّیِّبَاتِ أَفَبِالْبَاطِلِ یُؤْمِنُونَ وَ بِنِعْمَتِ اللَّهِ هُمْ یَکْفُرُونَ [سورهٔ نحل / 72]
و خداوند برای شما همسرانی از [نوع] خودتان قرار داد و از همسرانتان برای شما فرزندان و نوادگانی نهاد و از پاکیزهها به شما رزق و روزی داد. حال، آیا آنان به باطل ایمان میآورند و به نعمت الهی کفران میورزند؟
در این آیات تفکر کنید و به سؤالات پاسخ دهید.
1- هدف از تشکیل خانواده چیست؟ رسیدن به آرامش- رشد و پرورش فرزندان
2- نوع نگاه اسلام به زن و مرد چگونه است؟ در خلقت یک سان هستند، سبب آرامش یک دیگرند و بینشان دوستی و رحمت برقرار است.
3- خداوند چه چیزهایی را به عنوان آیات و نشانه های خود معرفی کرده است؟ آفرینش همسرانی از نوع خود انسان که با آن به آرامش برسد و نیز ایجاد دوستی و رحمت میان همسران
شخصیت انسانی زن و مرد
کلمات «إنس»، «انسان»، «بنیآدم» و «ناس» در قرآن کریم اختصاص به جنس خاصی ندارد و هر آیهای که با این کلمات همراه باشد، به زن و مرد، هر دو مربوط میشود؛ زیرا حقیقت انسان را روح وی تشکیل میدهد و روح انسان نه مذکر است و نه مؤنث. زنان و مردان به عنوان افراد نوع بشر، ویژگیهای فطری یکسان و هدف مشترکی دارند که با بهره گرفتن از آن ویژگیهای فطری میتوانند به آن هدف مشترک، یعنی قرب الهی و بهشت جاوید برسند.
بیشتر بدانیم: جایگاه زن در قرآن و مقایسه آن با تورات و انجیل
در دورهای که قرآن کریم بر پیامبر اکرم (ص) نازل شد، بیشتر مردم، مرد را در خلقت برتر از زن میشمردند. این موضوع، در داستان خلقت آدم و حوا و زندگی آنها در بهشت اولیه و بیرون شدنشان از آنجا نمود بیشتری داشت.
به طور مثال، در سِفْر «پیدایش» تورات آمده که حوّا از دنده چپ آدم خلق شد و او بود که آدم را اغوا و گمراه کرد و به خوردن میوهٔ درخت ممنوعه تشویق نمود؛ به این صورت که شیطان به شکل مار درآمد و به سراغ حوا رفت و به وسوسهٔ او پرداخت. وقتی شیطان، حوا را فریب داد، حوا به نزد آدم رفت و آنقدر اصرار کرد تا او را راضی نمود که با هم به درخت ممنوعه نزدیک شوند و از میوهٔ آن بخورند. این کتاب که هم اکنون نیز کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان است، چنین نگاهی به زن را به پیروان خود منتقل میکند و در مورد خروج از بهشت، زن را مقصر نشان میدهد و او را به گناه نزدیکتر میداند.
بر اساس آموزههای کتاب مقدس (تورات و اناجیل) مسیحیان معتقدند زن منبع هر شر و فساد در عالم است. زن ستیزی و شر انگاری وی، در تمام دورانی که کلیسا بر غرب سیطره داشت از طرف کشیشان کلیسا ترویج میشد.
قرآن کریم در همان عصری که غرب بدترین خشونتها و تحقیرها را علیه زن روا میداشت، در جامعهٔ جاهلی نازل شد. جامعهای که برخی از آنان داشتن دختر را ننگ میدانستند و رفتاری خشن و قهرآمیز با زنان و دختران داشتند. اما قرآن کریم، در تقابل با فرهنگ رایج آن زمان، به زن شخصیت انسانی بخشید و معیار کرامت را نه براساس جنسیت بلکه براساس فضایل انسانی و ایمان و تقوا قرار داد. قرآن کریم، در بیان داستان خلقت، مرد را برتر از زن قرار نمیدهد. قرآن میفرماید که زن از همان جنس مرد آفریده شده است. و در داستان بیرون رفتن آنها از بهشت هم بدون اینکه نامی از مار بیاورد، میفرماید که شیطان هر دو را با هم فریب داد. همچنین میفرماید خداوند انسانها را از یک مرد و یک زن آفریده و هیچکدام در پیشگاه خدا بر دیگری برتری ندارند، مگر به تقوا.
نقشهای مکمل
خداوند، زن و مرد را به گونهای آفریده که زوج یکدیگر باشند؛ یعنی در کنار هم قرار گیرند و یکدیگر را کامل کنند؛ زن و مرد اگرچه از نظر ویژگیهای انسانی با هم مشترک هستند و خداوند برای هر دو هدف واحدی معین کرده است، اما از جهت «زن بودن» و «مرد بودن،» یعنی از نظر خصوصیات جسمی با هم متفاوتاند. این تفاوتها به گونهای است که هر دو را بههم نیازمند کرده است، بدون اینکه یکی بر دیگری برتری داشته باشد؛ زیرا برتری هرکس نزد خداوند به تقواست که باید آن را در وجود خود پرورش دهد.
تفاوتهای میان زن و مرد به جهت وظایف مختلفی است که خالق حکیم بر عهده هریک از زن و شوهر نهاده است تا هرکدام از آنها بتوانند در زندگی مشترک و خانوادگی نقشهای خاصی را بر عهده بگیرند و یک خانوادهٔ متعادل را پدید آورند. بهطور مثال، توانمندی عاطفی بالای زنان و قدرت جسمی بیشتر مردان برای آن است که زن با محبت مادری، فرزندان را رشد دهد و مرد با کار کردن نانآور خانواده باشد.
مهمترین عامل پایداری خانواده، درک درست از زوجیت و مکمل هم بودن زن و مرد و عمل به این درک است. اگر همسران از این موضوع غافل باشند، به سرعت در محیط خانه از هم بیگانه میشوند و با پیش آمدن کوچکترین تنش از هم جدا میشوند. اما اگر درک متقابل از نیازهای متفاوت یکدیگر داشته باشند، با آرامش در کنار یکدیگر زندگی میکنند و به تعبیر قرآن کریم، لباس یکدیگر میشوند و کاستیها و نقصهای یکدیگر را میپوشانند.
از اینرو، هر جوانی باید قبل از ازدواج، با آموزش نزد معلمان و مربیان مورد اعتماد و مطالعه کتابهای مناسب، به درک درستی از ازدواج و زندگی خانوادگی برسد، تا بتواند یک خانوادهٔ موفق را تشکیل دهد. پس آموزش قبل از ازدواج، یکی از کلیدهای موفقیت در زندگی خانوادگی است.
بیشتر بدانیم
امروزه، جامعهٔ ما از سه دسته خانواده تشکیل شده است:
1- خانوادههای سنّتی: این خانوادهها که باورها و اعتقادات دینی خود را با برخی از آداب و سنّتهای محلی ترکیب کردهاند، از قدیم الایام وجود داشتهاند. این خانوادهها، امتیازات و معایبی دارند.
یکی از امتیازات آنها این است که با استفاده از تجربههای فراوان، به سنتهایی رسیدهاند که میدانند چگونه با هم زندگی کنند و روزگار را بگذرانند. به همین جهت، نوعی آرامش روانی بر این خانوادهها حاکم است.
یکی از معایب آنها این است که گاه میان آموزههای اسلام و سنتهای خود فرق نمیگذارند و آن سنّتها را آموزههای دین تلقی میکنند و اگر کسی با آن آموزهها مخالفت کند، به حساب مخالفت با دین میگذارند؛ مثلاً برخی از خانوادهها فکر میکنند که ابتدا پدر و مادر باید همسر آینده فرزند را شناسایی کنند و اگر فرزندی قبل از آنها از راهی کاملاً درست، به کسی علاقهمند شده باشد و به پدر و مادر اطلاع دهد، کار ناشایستهای کرده است.
2- خانوادههای مخالف سنّت: این قبیل خانوادهها که بیشتر تحت تأثیر فرهنگ غرب، با هر سنّتی مخالف هستند، میکوشند با الگو گرفتن از آن فرهنگ، از سنتها فاصله بگیرند و زندگی مدرن و جدیدی بسازند. این گروه از خانوادهها با دو مشکل اساسی روبهرو هستند:
اول: نمیتوانند میان سنّتهای غلط جامعه خود با آموزههای اسلام تفکیک قائل شوند و به همین جهت، هر سنّت قدیمی را فقط به این دلیل که قدیمی است، رد میکنند و انکار مینمایند. در نتیجه اندک اندک از اسلام فاصله میگیرند و به گناه آلوده میشوند.
دوم: از سطح ظاهری زندگی خانوادگی در غرب که از طریق رسانهها یا مسافرتها بیان میشود، اطلاع دارند و از لایههای عمیق و بنیانی آن مانند متلاشی شدن خانواده، فردگرایی و سردی روابط اعضای خانواده با یکدیگر، عادت به طلاق، سپردن اطفال به نهادهای عمومی، گسترش روابط نامشروع، افزایش خانواده تکسرپرست، کمتر مطلع میشوند و اگر به برخی از این افراد عواقب زندگی خانوادگی در غرب گفته شود، در پاسخ میگویند که در برخی از این امور، مانند طلاق، جامعه ما هم دارد به همان سمت کشیده میشود و به این موضوع توجه نمیکنند که افزایش طلاق، بیشتر در همان گروههایی است که با زندگی سنّتی مخالفاند و زندگی شبه غربی دارند و این افزایش محصول پیروی از زندگی غربی است. البته عواملی مانند فقر یا بیکاری هم از عوامل طلاقاند که به این بحث مربوط نمیشود.
3- خانوادۀ متعادل و نمونۀ اسلامی: اینگونه خانوادهها میکوشند راهنماییهای اسلام را از سنّتهای غلط جامعه جدا کنند و با کنار گذاشتن سنّتهای غلط، زندگی خانوادگی را با معیارهای اسلامی بنا کنند و در انتخاب همسر یا تربیت فرزند از آن معیارها کمک بگیرند و تا آنجا از سنتهای جامعه استفاده کنند که مخالف اسلام نباشد. این قشر از جامعه، به دلیل یک حرکت عالمانه که همراه با مطالعه و فکر و اندیشه است، معمولاً خانوادههای موفقتری دارند و آرامش خانوادگی آنان، خیلی بیشتر از خانوادههای دستهٔ دوم است و جدایی و طلاق، کمتر در این خانوادهها اتفاق میافتد.
آمادگی برای ازدواج
انسان، با رسیدن به سن بلوغ و دورهٔ جوانی وارد مرحله مسئولیتپذیری میشود و این شایستگی را بهدست میآورد که مخاطب خداوند قرار گیرد و از هماکنون برای سعادت خود و خانوادهای که در آیندهٔ نزدیک تشکیل خواهد داد، برنامهریزی نماید. مهمترین این برنامهها در مورد تشکیل خانواده عبارتاند از:
1- تقویت عفاف و پاکدامنی در خود از آغاز بلوغ؛
2- مشخص کردن هدفهای خود از تشکیل خانواده؛
3- شناخت معیارها و شاخصهای همسر مناسب؛
4- شناخت ویژگیهای روحی زن و مرد
در این درس به تبیین برخی از این موارد میپردازیم:
تقویت عفاف و پاکدامنی
دورهٔ بلوغ تا ازدواج یکی از حساسترین و ارزشمندترین دورههای عمر انسان است و دورهٔ گذر از کودکی و ورود به بزرگسالی و پذیرش مسئولیتهای زندگی است. اگر نوجوان و جوان، این دوره را با پاکی و پاکدامنی بگذراند و در حالی به زندگی مشترک با همسرش وارد شود که آلوده به گناه و فحشا نشده باشد، راه رسیدن به بهشت را برای خود و فرزندانش بسیار هموار کرده است.
قرآن کریم از دختران و پسران میخواهد که قبل از ازدواج، حتماً عفاف پیشه کنند تا خداوند به بهترین صورت زندگی آنان را سامان دهد. همچنین میخواهد که به هیچ وجه در پی رابطهٔ غیرشرعی، چه پنهان و چه آشکار با جنس مخالف نباشند، که زیان آن تا قیامت دامنگیر آنان خواهد شد و در نسلهای آنان تأثیر بدی خواهد گذاشت.
هر جوانی به طور فطری و طبیعی خواستار ازدواج با کسی است که قبل از ازدواج پاکدامنی خود را حفظ کرده و رابطهٔ غیرشرعی با جنس مخالف نداشته است. کسی که چنین خواستهای دارد، باید خودش نیز اینگونه باشد. همچنین هرکس که خواستار آن است تا دیگران به اعضای خانواده او نظر سوء نداشته باشند، خودش هم باید چنین باشد. نظام هستی بر عدالت استوار است. عمل هرکس، عکسالعملی دارد که قسمتی از آن در این جهان ظاهر میشود و تمام آن در آخرت.
در این مسیر، پیشگیری، بهتر از درمان است. برای پیشگیری از گرفتاری به بیماری فساد و گناه باید کاری کنیم که در آستانهٔ انجام گناه قرار نگیریم. در عصری که گسترش دهندگان فساد و فحشا از آخرین دستاوردهای علمی برای رسیدن به مقاصد شوم خود بهره میبرند، باید با زیرکی، شجاعت روحی و توکّل بر خداوند، راههای نزدیکی به گناه را ببندیم و بینی شیطان را بر خاک بمالیم.
بیشتر بدانیم: اقداماتی برای حفظ عفاف و پاکدامنی
1- کنترل نگاه و استقامت در برابر تحریک دیگران برای دیدن یک فیلم یا یک پیام نامناسب و یا حضور در مجالس گناه آلود و توانایی «نه» گفتن به آنها؛
2- انتخاب دوست دیندار و نمازخوان و معاشرت نکردن با افراد بیبندوبار؛
3- استفاده از لباس مناسب با شأن و منزلت انسان مسلمان؛
4- انجام درست و به موقع نماز، به خصوص به صورت جماعت و با حضور در مسجد و شرکت در جلسات مذهبی، مانند مجالس دعای کمیل و دعای ندبه، اعیاد و عزاداریها و سخنرانیهای پر محتوا؛
5- مشغول بودن به کارهای ضروری، مانند درس خواندن، انجام کارهای منزل، پرداختن به کارهای فنی و هنری، همکاری در بسیج، کانونهای فرهنگی و بنیادهای خیریه؛
6- رعایت جنبههای حلال و حرام در ارتباط با جنس مخالف؛
7- خواندن داستانهایی درباره سیره و رفتار پیامبر اکرم (ص)، حضرت فاطمه و امامان بزرگوار و کسانی که پیرو آنان بودهاند، همچون شهدای دفاع مقدس؛
8- توجه به نصیحتها و خیرخواهیهای پدر و مادر.
توجه به اهداف ازدواج
شایسته است که به تدریج دربارهٔ هدف خود از ازدواج فکر کنیم و هوشمندانه وارد این مرحله از زندگی شویم. البته برای تشکیل خانواده در متون دینی اهدافی ذکر شده است که بعضی از آنها را در اینجا ذکر میکنیم. خوب است که ما نیز در بحث ازدواج همین هدفها را در نظر بگیریم.
اول. پاسخ به نیاز جنسی: ابتداییترین زمینهٔ ازدواج، نیاز جنسی مرد و زن به یکدیگر است. این نیاز که احساس آن از دوران بلوغ آغاز میشود، اولین کشش و جاذبه را میان زن و مرد ایجاد میکند و آنان را به سوی تشکیل خانواده میکشاند. بر اثر ازدواج و پاسخ صحیح به این نیاز، هرکدام از مرد و زن به یک آرامش روانی میرسند.
دوم. انس با همسر: هریک از زن و مرد، علاوه بر نیاز جنسی، نیازمند به زندگی با دیگری هستند و این نیاز نیز پس از بلوغ آشکار میشود. این نیاز به گونهای است که اگر فردی از راههای نامشروع نیاز جنسی خود را برطرف کند اما بدون همسر زندگی کند، باز هم یک بیقراری و ناآرامی او را آزار میدهد که فقط با بودن در کنار همسر برطرف میشود.
برخی از ازدواجهای ناموفق هم، ریشه در همین موضوع دارند که زن یا مرد به این نیاز همسر خود توجهی ندارد و رفتاری آرامشبخش از خود نشان نمیدهد. تجربههای روانشناختی گویای آن است که توانایی زن نسبت به مرد در ایجاد آرامش بیشتر است و مبدأ آرامش در خانواده، اوست.
با توجه به آیات صفحه 209 پاسخ دهید:
برای اینکه آرامش ناشی از انس و هم صحبتی میان همسران پدید آید، قرآن کریم از آنان میخواهد که دو ویژگی در میان آنها تقویت شود. آن دو ویژگی کداماند؟
دوستی و محبت
سوم. رشد و پرورش فرزندان: خانواده بستر رشد و بالندگی فرزندان است و هیچ نهادی نمیتواند جایگزین آن شود. فرزند، ثمرهٔ پیوند زن و مرد و تحکیمبخش وحدت روحی آنها است. آنان دوام وجود خود را در فرزند میبینند و از رشد و بالندگی او لذت میبرند. کدام افتخار بالاتر از آنکه خداوند تربیت و پرورش چند تن از بندگان خود را به پدر و مادر سپرده است و احترام و اطاعت از والدین را هم ردیف طاعت و عبودیت خود قرار داده است.
البته مسئولیتی که با آمدن فرزندان بر دوش پدر و مادر قرار میگیرد، سنگین و غیرقابل چشمپوشی است. بنابراین، تمام فعالیتهای بعدی پدر و مادر باید به گونهای تنظیم شود که به رشد این نهالها و بالندگی آنها کمک کند. هریک از استعدادهای فرزندان که به خاطر بیتدبیری پدر یا مادر سرکوب شود، در پیشگاه خداوند مجازاتی به همراه دارد.
چهارم. رشد اخلاقی و معنوی: انسان به رشد و تکامل اخلاقی نیاز دارد و خانواده، بستر مناسب آن است. پسر و دختر جوان با تشکیل خانواده، از همان ابتدا زمینههای فساد را از خود دور میکنند، مسئولیتپذیری را تجربه مینمایند، مهر و عشق به همسر و فرزندان را در خود پرورش میدهند، با گذشت و مدارا و تحمل سختیها و ناگواریهای زندگی، به درجات معنوی بالاتری نائل میشوند.
علاوه براین، تربیت صحیح کودکان و رشد فضائل اخلاقی آنها در خانواده اتفاق میافتد. البته، این در صورتی است که پدر و مادر با مسئولیت خود آشنا باشند و آن را به درستی انجام دهند.
نکتۀ مهم
برای اینکه یک ازدواج موفق داشته باشید که هم به جدایی منجر نشود و هم آرامش و خوشبختی را به دنبال داشته باشد، لازم است که در تشکیل خانواده به هر چهار هدف توجه کنید و هدف چهارم را در مرتبهٔ برتر قرار دهید. به طور مثال، اگر فقط هدف اول را دنبال کنید و برای سه هدف دیگر تلاش نکنید، پس از مدتی، اختلافات ظاهر میشوند و دوری روحی و روانی یا همان طلاق عاطفی زندگی را خستهکننده میکند. اما اگر به چهار هدف توجه داشته باشید، به زودی محیطی آرامشبخش و سرشار از نشاط و لذت پدید خواهد آمد و اعضای خانواده تا آخر عمر با احساس رضایت در کنار هم زندگی خواهند کرد.
بیشتر بدانیم: اندکی تأمل!
1- «بهترین روش تربیت فرزند، این است که در آغوش مادر و با استفاده از مهر و محبت او پرورش پیدا کند. یکی از وظایف مهم زن، عبارت از این است که فرزند را با عواطف، با تربیت صحیح، با دل دادن و رعایت دقت، آنچنان بار بیاورد که این موجود انسانی، چه دختر چه پسر، وقتی که بزرگ شد، از لحاظ روحی، یک انسان سالم، بدون عقده، بدون گرفتاری، بدون احساس ذلّت و بدون بدبختیها و فلاکتها و بلایایی که امروز نسلهای جوان و نوجوان غربی در اروپا و آمریکا به آن گرفتارند، بار آمده باشد. زنانی که فرزند خود را از چنین موهبت الهی محروم میکنند، اشتباه میکنند؛ هم به ضرر فرزندشان، هم به ضرر خودشان و هم به ضرر جامعه اقدام کردهاند. اسلام، این را اجازه نمیدهد.»
2- همانطور که پایداری بنیاد خانواده، سبب کم شدن فساد در جامعه میشود، ازدیاد فساد نیز سبب سست شدن این بنیان میگردد. از اینرو، هریک از ما که آرزومند داشتن خانواده سالم و فرزندان سالم هستیم، باید به کمکردن فساد اجتماعی کمک کنیم. کسی که در سنین جوانی، به چارچوبهای دین در ارتباط با جنس مخالف توجه نکرده و مرتکب برخی فسادها شده، نباید انتظار داشته باشد که پس از تشکیل خانواده، محیط سالمی برای فرزندانش داشته باشد. شیطان، با فریبکاری تمام به برخی جوانان چنین القا میکند که بیبندوباری دورهٔ جوانی امری عادی است و پس از ازدواج میتوانی از این بیبندوباری دور شوی. وقتی این جوان از جوانی دور شد و تشکیل خانواده داد، جوانان دیگری میآیند که آنها نیز ممکن است همان روش او را تکرار کنند.
قرآن کریم مسئله فساد را خطرناکترین توطئهٔ شیطان و بدترین پرتگاه سقوط انسان میداند و فرزندان آدم را به شدت از آن بیم میدهد. قرآن کریم به ما اعلام میکند که شیطان و پیروان او، انسانها را به پوششهای نامناسب و برهنگی وسوسه میکنند و از راههای مختلفی وارد میشوند تا ما را به گناه بکشانند و پس از آلوده شدن به گناه ناامیدی از بخشش خداوند و بیفایده بودن بازگشت و توبه را به ما تلقین میکنند.
قرآن کریم از روش تأسفبار کسانی خبر میدهد که وقتی فریب شیطان را میخورند و به لباس بدننما و فساد روی میآورند به توجیه کار خود بر میخیزند و میگویند دیگران هم، چنین میکنند و خدا هم با این کارها مخالف نیست. قرآن کریم با تعجب میپرسد: «آیا چیزی به خدا میبندید که اصلاً بدان علم ندارید؟» سپس با تأکید فراوان میفرماید: ای پیامبر به مردم بگو: خداوند هر فساد و فحشایی را، چه پنهان و چه آشکار، حرام کرده و گناه شمرده است.